«نردبان» به سراغ جنگ رفت؛ مستندسازی یا روایت یکطرفه؟
وقتی میراث فرهنگی به سوژه تلویزیون تبدیل میشود؛ آیا همه روایتها دیده میشوند؟

هنر رسانه – برنامه تلویزیونی «نردبان» در تازهترین قسمت خود با سفر به شیراز و اصفهان، به بررسی آسیبهای واردشده به میراث فرهنگی در جریان جنگ رمضان میپردازد. اما همزمان با پخش این قسمت، یک پرسش جدی نیز مطرح میشود؛ آیا تلویزیون در روایت چنین موضوعات حساسی، همه ابعاد ماجرا را به تصویر میکشد یا تنها یک زاویه از داستان را روایت میکند؟
در سالهای اخیر، مستندهای مرتبط با بحرانها، جنگ و میراث فرهنگی بیش از گذشته مورد توجه رسانه ملی قرار گرفتهاند. با این حال، منتقدان معتقدند موفقیت یک مستند تنها به کیفیت تصویر و روایت وابسته نیست، بلکه به میزان چندصدایی بودن آن نیز بستگی دارد.
آیا روایت تلویزیون کامل است؟
در این قسمت از «نردبان»، فیلمسازان و کارشناسان درباره آسیبهای واردشده به میراث فرهنگی گفتوگو میکنند و تصاویری از بناهای تاریخی به نمایش درمیآید.
اما این پرسش همچنان پابرجاست؛ آیا مخاطب با تمام ابعاد ماجرا آشنا میشود یا صرفاً بخشی از واقعیت را میبیند؟
کارشناسان حوزه رسانه معتقدند هرچه موضوع حساستر باشد، روایت نیز باید جامعتر باشد؛ یعنی علاوه بر نمایش خسارتها، زمینههای تاریخی، گزارشهای کارشناسی، دیدگاههای مختلف و راهکارهای حفاظت از میراث فرهنگی نیز مورد توجه قرار گیرد.
مستند؛ ثبت واقعیت یا ساخت روایت؟
یکی از چالشهای همیشگی سینمای مستند، مرز میان «ثبت واقعیت» و «ساخت روایت» است.
هر مستندساز ناچار است از میان صدها ساعت تصویر، بخشی را انتخاب کند؛ اما همین انتخابها میتواند مسیر برداشت مخاطب را تغییر دهد.
به همین دلیل، برخی منتقدان معتقدند مستند زمانی موفق است که به جای هدایت مخاطب به یک نتیجه از پیش تعیینشده، امکان قضاوت را برای او فراهم کند.
آیا رسانه ملی به گفتوگوی واقعی میدان میدهد؟
یکی دیگر از پرسشهایی که با پخش این برنامه مطرح میشود، نقش رسانه ملی در ایجاد گفتوگوی عمومی است.
آیا برنامههایی مانند «نردبان» میتوانند به محلی برای شنیدن دیدگاههای متنوع کارشناسان تبدیل شوند یا همچنان روایتهای رسمی، تنها صدای غالب خواهند بود؟
اگر هدف، افزایش آگاهی عمومی درباره میراث فرهنگی است، شاید حضور متخصصان با دیدگاههای متفاوت بتواند اعتبار چنین برنامههایی را بیش از پیش افزایش دهد.
میراث فرهنگی؛ فراتر از یک خبر
صرفنظر از نگاههای مختلف، یک نکته روشن است؛ میراث فرهنگی، سرمایه مشترک همه ایرانیان است.
هر آسیبی که به آثار تاریخی وارد شود، تنها متوجه یک شهر یا یک نسل نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
از همین رو، انتظار میرود رسانهها در کنار روایت خسارتها، به پرسشهای مهمتری نیز پاسخ دهند؛ چه اقداماتی برای حفاظت از این آثار انجام شده است؟ چه برنامهای برای مرمت آنها وجود دارد؟ و چگونه میتوان از تکرار چنین آسیبهایی جلوگیری کرد؟
شاید مهمترین مأموریت یک مستند، تنها روایت گذشته نباشد؛ بلکه ایجاد پرسشهایی باشد که آینده را تغییر دهد.





