
در ادامه، فهرستی از ۱۲ فیلم اشکآور و تأثیرگذار تاریخ سینمای ایران را میبینی که هر کدام بهنوعی دل مخاطبان را لرزاندهاند؛ چه با روایت عاشقانه، چه با نمایش فقر، جنگ یا مرگ. این فیلمها توانستهاند عاطفیترین لحظات سینمای ایران را رقم بزنند:
🎥 ۱. باشو، غریبهی کوچک (بهرام بیضایی – ۱۳۶۴)
داستان پسرک سیاهپوست جنوبی که در میانه جنگ، به شمال کشور پناه میبرد. در دل تضادهای فرهنگی و زبانی، رابطه انسانی میان او و زن شمالی (نایی) شکلی عمیق و مادرانه به خود میگیرد. سکانس پایانی و صدای تکراری «مامان!» اشک آدم را در میآورد.
🎥 ۲. گوزنها (مسعود کیمیایی – ۱۳۵۳)
فیلمی درباره دو رفیق قدیمی: یکی انقلابی فراری و دیگری معتادی از پا افتاده. این درام اجتماعیِ خشن، در بستر فقر و خیانت شکل میگیرد و در پایان، با مرگی خونین و تلخ به پایان میرسد. بار احساسی فیلم با بازی بینظیر بهروز وثوقی تکمیل میشود.
🎥 ۳. طلا و مس (همایون اسعدیان – ۱۳۸۸)
طلبهای جوان با همسر بیمارش به تهران میآید. وقتی همسرش به بیماری MS مبتلا میشود، مرد که خود درگیر تحصیل دینی است، باید نقش پرستار، شوهر، پدر و انسان را همزمان ایفا کند. فیلمی پر از لحظات آرام، اما فرساینده و اشکآور.
🎥 ۴. دایره زنگی (پریسا بختآور – ۱۳۸۶)
یک روز پرماجرا در یک آپارتمان شهری، جایی که روابط انسانی، خشونت پنهان و قضاوتهای نادرست به تصویر کشیده میشود. در دل کمدی، عمق تلخیهای زندگی و بیپناهی شخصیتها، بغضی غریب میسازد. اشک از دل خنده میجوشد.
🎥 ۵. ابد و یک روز (سعید روستایی – ۱۳۹۴)
روایتِ خانوادهای فروپاشیده در جنوب شهر. اعتیاد، بیکاری، مهاجرت و بیاعتمادی در سطر سطر دیالوگها جریان دارد. سکانسهایی مثل خداحافظی سمیه با خانواده و دعوای برادرها از لحظاتی هستند که مخاطب را به شدت تکان میدهند.
🎥 ۶. روز واقعه (شهرام اسدی – ۱۳۷۳)
داستان عبدالله، مردی ناآشنا با کربلا، که در مسیر شناخت حقیقت به عاشورا میرسد. روایت فداکاری، تشنگی، جستوجوی حقیقت و شهادت، با موسیقی ماندگار مجید انتظامی، اثری سراسر معنوی و اشکبرانگیز خلق میکند.
🎥 ۷. خانه دوست کجاست؟ (عباس کیارستمی – ۱۳۶۵)
پسرک روستایی برای برگرداندن دفتر مشق دوستش، سفری طولانی و کودکانه را آغاز میکند. با روایت ساده و انسانی، فیلم احساسات عمیقی از مسئولیت، دوستی و تنهایی را بیدار میکند. پایانبندی فیلم بسیار شاعرانه و تأثیرگذار است.
🎥 ۸. بچههای آسمان (مجید مجیدی – ۱۳۷۶)
علی و زهرا یک جفت کفش را با هم شریک میشوند. تلاش کودکانه برای پنهان کردن فقر از والدین، و مسابقهای که پسر میخواهد دوم شود و کفش جایزه بگیرد، دردی شیرین دارد. یکی از عاطفیترین پایانهای تاریخ سینمای ایران.
🎥 ۹. رنگ خدا (مجید مجیدی – ۱۳۷۷)
پسر نابینایی که طبیعت را بهتر از انسانها میبیند. پدری که از او خجالت میکشد و تصمیمی میگیرد که در پایان فیلم به او بازمیگردد. تضاد میان نور درونی کودک و تاریکی دل پدر، اشک بیننده را بدون اغراق جاری میکند.
🎥 ۱۰. چهارشنبهسوری (اصغر فرهادی – ۱۳۸۴)
زن جوانی در آستانه ازدواج، درگیر دعوای یک زوج میانسال میشود. فضای خفقانآور، سوءظن و خیانت، با روایت تودرتوی فرهادی، بغضی سنگین ایجاد میکند. سکانسهای تقابل بین هدیه تهرانی و ترانه علیدوستی احساسی و نفسگیر است.
🎥 ۱۱. شیار ۱۴۳ (نرگس آبیار – ۱۳۹۲)
روایتی واقعی از مادری روستایی که سالها چشمانتظار بازگشت پسرش از جبهه است. صحنهای که مادر خاکهای نامه پسر را میبوید یا پس از سالها پلاک او را میبیند، از جمله لحظات فراموشنشدنی سینمای ایران است.
🎥 ۱۲. بیهمهچیز (محسن قرایی – ۱۳۹۹)
بازسازی مدرن از نمایشنامه مشهور «ملاقات بانوی سالخورده». فیلم در بستر روستایی دچار فروپاشی اخلاقی، بازی با وجدان، فقر، نفرت و انتقام را روایت میکند. درد اجتماعی فیلم آنقدر قوی است که ذهن و دل را همزمان درگیر میکند.
سینمای ایران همواره در کنار داستانگویی اجتماعی و سیاسی، تجربهای عاطفی برای مخاطب خود بوده است. این فیلمها نهتنها اشکبرانگیز هستند، بلکه آینهای از رنجها، عشقها، تلخیها و انسانیت ایرانیها به حساب میآیند.





